شهرستان آق‌قلا :
شهرستان آق‌قلا در شمال استان گلستان و در كنار رودخانه گرگانرود با داشتن آثار تاريخي، گل‌فشان‌هاي ديدني و صنايع دستي همچون قالي و پشتي تركمن از مناطق گردشگرپذير اين استان است.
اين شهرستان با جمعيتي حدود 109هزار نفر، يك هزار و 763كيلومترمربع وسعت دارد معادل 6/8 درصد از مساحت استان را شامل مي شود و بسياري از ساكنان آن را هموطنان تركمن تشكيل مي‌دهند.
تراكم نسبي جمعيت اين شهرستان در سال 1382 برابر با 5/84 نفر در هر كيلومتر مربع بوده كه از تراكم نسبي جمعيت نسبي جمعيت استان 05/81 بيشتر مي باشد.
اين شهرستان از شمال به كشور تركمنستان از جنوب به شهرستان گرگان و علي آباد از شرق به شهرستان گنبد و از غرب به شهرستان تركمن محدود مي شود.
براساس مستندات ، اين شهر توسط “شاه‌عباس” در سال 1020هجري قمري بنا شد و در ابتدا به نام “اسپيدژ” يا “دژسفيد” معروف بوده و در زمان حكومت پهلوي به “پهلوي دژ” تغيير نام داد و امروز نام آق‌قلا گرفته كه در زبان تركمني به معناي دژ يا قلعه سفيد است.
براساس تقسيمات كشوري در سال 82 اين شهرستان داراي 2 بخش مركزي و وشمگير -2 شهر (آق قلا و انبارالوم ) و 5 دهستان و 74 آبادي و5 آبادي خالي از سكنه مي باشد.

نگاهي اجمالي به تاريخ آق قلعه
آق قلعه، يكي از بخشهاي شهرستان گرگان كه اكنون گاهي آق قلا خوانده مي شود. اين بخش در طرفين رودخانه گرگان و در شمال شهر گرگان قرار گرفته است. از سمت شمال به بخش اترك، از غرب به بخش گميشان، از جنوب به بخش مركزي گرگان و دهستان ملك و از شرق به دهستان كتول و بخش مركزي شهرستان گنبد قابوس محدود است. اين بخش 79 آبادي دارد كه همه آنها طبق سرشماري 1355ش 055‘9 خانوار و 726‘53 نفر جمعيت داشته است. در سال ياد شده همه اين آباديها مسكوني بودند (آمارنامه استان مازندران، 6). منابع درآمد مردم اين بخش نخست زراعت و پس از آن صنايع دستي و كارگري ساده است. محصولات عمده آن: گندم، جو، برنج، پنبه، حبوبات، نباتات علوفه اي، سيب زميني و دانه‎هاي روغني است كه از طريق آبياري و ديم به دست مي آيد (جهادسازندگي، فرهنگ اقتصادي، 124 مكرر 2 و 3).
در بخشآق‎قلعه جمعاً 44 رشته قنات داير. 167 حلقه چاه عميق، 112 حلقه چاه نيمه عميق، 477 چاه دستي و 183 چاه آرتزين وجود دارد. افزون بر آن براساس همين آمارگيري در 1360 ش مزارع اين بخش داراي 005‘1 موتور پمپ، 519 تراكتور و 59 كمپاين بوده است. در اين زمان درآق‎قلعه 6 مرغداري صنعتي و 18 زنبورداري وجود داشته است. همچنين براساس آمار 1355 شآق‎قلعه تعداد 602‘14 گاو و گوساله، 206 گاوميش، 260‘106 گوسفند و بره، 886‘2 بز و بزغاله و نزديك به 300 شتر داشته است. براساس آمار ياد شده در همان سال، تعداد 62 دستگاه قالي بافي، 3 دستگاه گليم بافي، 58 دستگاه زيلو و جاجيم بافي در اين بخش داير بوده و افزون بر آن، 2 آسياي آردي و 6 واحد تهيه مصالح ساختماني و يك واحد چوب بري نيز مشغول به كار بوده است. (جهادسازندگي، فرهنگ اقتصادي، 124، مكرر 4 و 5؛ تحقيقات محلي).
در 1360ش بخشآق‎قلعه داراي 66 ده، 25 مزرعه مستقل، يك مزرعه تابع و 3 مكان مستقل و كلاً 95 آبادي با 187‘11 خانوار بود. در هامن سال، اين بخش 98 دبستان، 15 مدرسه راهنمايي، 3 دبيرستان، 64 مسجد و حسينيه، 4 كتابخانه عمومي، 479‘10 واحد مسكوني، 2 نانوايي و 7 قصابي داشت (جهاد سازندگي، فرهنگ اجتماعي، 124 مكرر 1 و 2).
ساكنين اين دهستان، تركمنهاي آتاباي هستند. اين طايفه به همراه طايفه جعفرياي، 2 بخش عمده تركمنهاي ايران را تشكيل مي دهند. طايفه آتاباي به 2 شاخه آق آتاباي و آتاباي تقسيم مي شود كه هريك چند تيره را در بر مي گيرد. اين طايفه ‎ها تا چند دهه پيش، عموماً با كشاورزي بيگانه بودند و از راه گله داري زندگي مي كردند. هريك از خانواده ‎هاي تركمن در يك آلاچيق گرد و نمدپوش به نام «اُي» به سر مي برد و هر خانواده همواره آلاچيق گرد و نمدپوش به نام «اُي» به سر مي‎برد و هر خانواده همواره آلاچيق خود را در كنار «اُي»‎هاي خانواده ‎هايي برپا مي داشت كه دامهايشان براي چرا در يك يا چند گله جمع مي شدند (پوركريم، 49). اكنون افراد ساكن اين بخش به 2 دسته «چاروا» يا كوچ‎رو و «چمور» (اسكان يافته) تقسيم مي گردند. شغل اصلي چارواها دامداري است و درآمد آنها از فرآورده‎هاي دامي تأمين مي گردد.
چمورها دامداري است و درآمد آنها از فرآورده‎هاي دامي تأمين مي گردد. چمورها در روستاها و در مركزآق‎ قلعه به سر مي برند (گرگاني، 340؛ تحقيقات محلي). طايفه آتاباي در محوطه اي كه از تپه آقشين، در مجاورت هاشم آباد، تا نزديك محمدآباد گسترده است و عرضش نزديك به 12 كمـ و طولش از زير سياه بالا تا رودخانه اترك است، زندگي مي كنند. طايفه آتاباي 15 فرقه ‎اند (كتابچه نفوس استرآباد، 253-254). ٍميرزا ابراهيم (ص 59) نيز که در دوره قاجار از اين منطقه گذشته، نام طوايف اين ناحيه را با شاخه‎ هاي فرعي آنها و تعداد خانوارهايشان در کتاب خود آورده است.
زبان مردم اين بخش به نام «قراقچي» مدرسه‎اي قديمي وجود دارد که اکنون نيز حوزه علميه براي آموزش فقه حنفي است و طلبه مي‎پذيرد.
مرکز اين بخش، شهر کوچک آق‎ قلعه است که براي مدتي تا پيش از 1357ش پهلوي دژ ناميده مي‎شد، اما اکنون نام پيشين خود را باز يافته است. اين شهرک در 18 کيلومتري ما شهر گرگان بر جلگه‎اي هموار در کنار رودخانه گرگان با عرض جغرافيايي °36و َ58 و طول جغرافيايي °54و َ16 قرار گرفته است. جمعيت آن براساس سرشماري 1345ش، 068‘4 نفر بود که در 1355ش به 960‘6 نفر، در 183‘1 خانوار، افزايش يافت. براساس سرشماري تقريبي 1362-1363ش تعداد خانوارهايآق‎قلعه در همين سال، برپايه آمار توزيع تعيين ارزاق 799‘13 نفر بوده است (همان، 42).آق‎قلعه شهرک آبادي است که بر سر راه گرگان به گنبد قابوس قرار گرفته است. يکي از توابع مهم آن جرجانيه پيرواش است که بيش از 000‘2 نفر جمعيت دارد. رودخانه گرگان کهآق‎قلعه را به 2 بخش تقسيم مي‎کند، سابقاً از کنار شهر مي‎گذشته، چون سطح آب رودخانه از زمينهاي اطراف پايين‎تر است، سابقاً به وسيله موتورهايي آب را به خيابانهاي شهر جاري مي‎ساختند. اين شهر پيش از استقرار پادشاهي قاجار، مرکز اين ايل بود که دسته‎اي در اين طرف و دسته‎اي ديگر در آن طرف رودخانه مي‎زيستند.
از بناهاي قديمي اين شهر پل آجري است که در دوران صفويه بر روي رودخانه گرگان ساخته شده است. در عکسي که در دوره ناصرالدين ‎شاه از اين پل برداشته ‎اند 2 مناره در کنار پل ديده مي‎شود. اکنون از اين مناره ‎ها اثري نيست. جديداً پل ديگري بر اين رودخانه ساخته ‎اند که با احداث آن، رفت و آمد از روي پل قديمي صورت نمي‎گيرد، و از آن تنها به عنوان يکي از آثار قديمي نگهداري مي‎شود. اين پل داراي 5 چشمه با ساختمان قديمي است و تعميرات جديدي نيز در آن شده است. طول آن 35 متر، عرض آن 4 متر و ارتفاع آن و 10 متر است.
از بناهاي تاريخي ديگر اين شهر قلعه کهن آن است که اکنون خراب شده (رزم آرا، 12). و تنها ديوارهاي جنوبي و اندکي از ديوار شمال به جنوب آن بر جاي مانده است. اين قلعه به قلعه مبارک آباد (نام پيشين آق قلعه) مشهور بوده است. ديوار قزل‎آلان که گفته مي‎شود اسکندر آن را بنا نهاده و انوشيروان ساساني آن را تعمير کرده، در 3 کيلومتري شمال آق ‎قلعه قرار دارد. اين ديوار از درياي خزر شروع مي‎شده و تا کوههاي گلي داغ به طول تقريبي 170 که امتداد مي‎ يافته است. اکنون اين ديوار مخروبه است و بعضي از قسمتهاي آن که هنوز پابرجاست بين 2 تا 4 متر ارتفاع دارد (رابينو، 137؛ تحقيقات محلي).
پيشينه تاريخي: بنا به گفته رابينو، هنگامي که او از اين محل عبور کرده، ويرانه‎ هاي حصار کهن آق ‎قلعه هنوز برجاي بوده است و ساکنان آنجا به وي گفته بودند که اين محل در زمان قابوس به «اسپي دژ» مشهور بوده است و ترکمنها نام آق ‎قلعه را – که ترجمه کلمه اسپي دژ است – بر آن نهاده ‎اند، (صص 135-136). به گفته او، مبارک آباد را شاه‎ طهماسب اول صفوي بنياد گذارد. به فرمان وي، فرمانرواي جديد استرآباد در اين محل مستقر گرديد تا اين ايالت را از حملات ترکمنها محفوظ نگه دارد.
در 1007ق/1599م شاه ‎عباس اول به استرآباد آمد و فرمان داد که ديگربار اين قلعه را تعمير کنند. پس از انجام تعميرات، گروهي از ايل قاجار را در آنجا سکني داد (رابينو، 137؛ معصوم عليشاه، 3/660). ميرزاابراهيم (ص 50) که در 275ق/1859م از آن قلعه گذشته مي‎گويد: پلي که شاه عباس درآق ‎قلعه بر روي رود قرار گرفته است. آق ‎قلعه را محمدحسن ‎خان‎قاجار، پدرآقامحمدخان، مرکز حکومت خود قرار داد؛ اما پس از آنکه قاجارها به پادشاهي رسيدند اين منطقه را به ترکمنها واگذار کردند ولي همواره به آن توجه داشتند و به مناسبت کمکهايي که از ترکمنها مي‎گرفتند، روستاهايي را در کنار رودخانه قره سو به عنوان تيول به خوانين آنجا مي‎دادند (گرگاني، 71-72).
در زمان ناصرالدين‎ شاه برجي براي اين قلعه ساخته شد تا دشت ترکمن را از آنجا ديده باني کنند، ولي به گفته رابينو، سربازاني که مأمور آنجا مي‎شدند در واقع زندانياني در ميان 4 ديوار قلعه بودند و با آنکه شهر را از دور مي‎ديدند نمي ‎توانستند ارتباط خود را با استرآباد حفظ کنند (صص 136-137). معصوم عليشاه (3/660) نيز آنجا را قلعه خرابي توصيف کرده که گروهي سرباز گرسنه با اندکي سلاح در آنجا بودند و براي گذران زندگي، مزدوري ترکمنها را مي‎کردند. قلعه ‎اي که در اين نقطه قرار داشته ظاهراً در طي چند سده بارها بازسازي شده است.
در اوايل دوره ناصرالدين ‎شاه، سليمان ‎خان ‎صاحب اختيار مأموريت يافت که بناي آق ‎قلعه را تعمير و بازسازي کند. او اين کار را آغاز کرد و گزارش وقابع را براي فرخ ‎خان ‎امين‎ الدوله کاشاني مي ‎فرستاد. نامه‎ هي ياد شده در ضمن مجموعه اسناد و مدارک فرخ ‎خان (4/54-58، 61-62، 64) به چاپ رسيده است. قورخانچي (صولت نظام) که در اواخر عصر قاجار مي‎زسيته در توصيف ساختمان قلعه گفته است که قلعه کنوني در نقطه ‎اي است که از ساعت 3 سمت خاکريزي دارد و آن را به اميرتيمور گورکان نسبت مي‎دهند و نيز مي‎نويسد که قلعه در اوايل سلطنت ناصرالدين‎ شاه برپا شده و در 4 گوشه آن 4 برج قرار دارد. او سپس توصيف دقيقي از وضعيت آن روز قلعه مي‎ آورد و مي‎ افزايد که اگر در استحکام و تعمير اين قلعه مراقبت نشود به زودي ويران خواهد شد (صص، 53-54).
امکان شورش ترکمنها بر ضد حکومت مرکزي در عصر قاجار، پادشاهان اين سلسله را به تحکيم بناي آق‎ قلعه وادار مي‎کرد. يک‎بار که ترکمنها عليه حکومت شوريدند مصطفي قلي‎خان فرمانده قواي دولتي درآق ‎قلعه مستقر بود. او گزارش اين وقايع را در کتابچه‎اي به نام نبردهاي آق ‎قلعه يادداشت کرده است (صص، 82-97). ترکمنها در اواخر زمان ناصرالدين ‎شاه در جمادي‎الاآخر 1305ق/فوريه 1888م نيز شورش کردند. اين شورش تا رجب 1306ق/مارس 1889م ادامه يافت (کرزن، 1/260).
در جنگ اول جهاني، ارتش روسيه، آق قلعه را اشغال کرد و از آن به عنوان پايگاه و محل استقرار تجهيزات خود استفاده مي‎کرد، اما در همان ايام که تحولاتي در روسيه رخ داده بود، دسته‎اي از روسها در 4 رجب 1335ق/26 آوريل 1917م به آق‎ قلعه آمدند و کميسر سابق را دستگير کردند. در اين هنگام روسها به سبب نيازي که داشتند در آباداني اين محل کوشش مي ‎ورزيدند (مقصودلو، 2/526، 528، 530، 539، 541). همچنين در جنگ جهاني دوم، آق‎ قلعه ديگربار به تصرف ارتش شوروي درآمد. برطبق يک گزارش رسمي دولتي که در دست است، در آن وقت از مردم عادي کسي درآق ‎قلعه سکونت نداشت و تنها قلعه در اختيار نظاميان بود. بنابر تحقيقات محلي سکونت ترکمنها درآق ‎قلعه به طور مستمر از 1325ش به بعد بوده است.
تأسيسات اداري و اجتماعي: آق قلعه داراي بخشداري، بهداري، درمانگاه، مخابرات و يک دبيرستان پسرانه و يک دخترانه و تعداد بيشتري دبستان و يک کتابخانه عمومي است. از تأسيسات اقتصادي اين شهر آسياهاي آردسازي است که از پيش از شهريور 1320ش در اين منطقه احداث شده است. اين آسياها به تدريج با گسترش شهر، به کارخانه‎ هاي آردسازي مبدل گرديده است (گرگاني، 333). زبان مردم ترکمني است و در پاره‎اي روستاها، پيران هنوز فارسي نمي‎دانند.
از شاعران اين شهر که اشعاري به زبان ترکمني سروده ‎اند يکي نوربردي جرجاني است که چند سال پيش درگذشته است. از اداب و رسوم ويژه اين شهر يکي پنجشنبه بازار است که اهالي منطقه توليدات خود را روزهاي پنجشنبه به محل معيني مي ‎آورند و در معرض ديد خريداراني که از گرگان و ساير نقاط به اين شهرک مي ‎آيند قرار مي‎دهند. مسابقه اسب دواني که سالانه دوبار در بهار و پاييز برگزار مي‎شود از رسوم آق‎ قلعه است.

تاريخ شهر آق قلا
در حدود سال 964 هجري قمري ( حدود 450 سال پيش) شاه طهماسب اول صفوي دستور داد قلعه يا دژ مبارك آباد را در جايگاه فعلي آق قلا احداث كنند. ديوارهاي اين دژ نظامي در شمال حدود 20 كيلومتر، غرب 2 كيلومتر، شرق 1.6 كيلومتر، و مساحت آن نيز حدود 3.5 كيلومتر مربع مي­­گشت.
اين قلعه پس از شاه طهماسب ويران شد ولي به دستور شاه عباس تعمير و مجددا ساخته شد. اما نام آق قلا يا آق قلعه احتمالا بعدها يا با اسكان قاجارهاي ترك در آنجا براي مبارك آباد انتخاب گرديد يا به واسطه­ي تركمن­هايي كه بعد از قاجارها در آن ساكن شدند.
مهمترين اتفاقات در آق قلا( مبارك آباد) بعد از شاه عباس، در عهد فتحعلي­خان قاجار و پس از وي در عهد پسرش محمد حسن خان و نوه­اش آقامحمدخان قاجار(بنيانگذار سلسله قاجار) به وقوع پيوست. آنها در پي هر مشكل و شكست به شمال و حوالي آق قلا و به ميان تركمن ها پناه مي آوردند و اتفاقا از همين منطقه نيز اقدام به بسيج قوا و تهيه تجهيزات مي نمودند.
فتحعلي خان نيز در اوايل جواني مدتي در آق قلا زيست. از همين مكان بود كه فتحعلي خان قاجار توانست با فتح استرآباد، مازندران و چند مكان ديگر شهرت و آوازه كسب كند، طوري كه در زمان حمله افغانها به پايتخت ايران يعني اصفهان در زمان شاه سلطان حسين صفوي، وي به عنوان سرداري بزرگ در شمال مخصوصا در استرآباد مطرح شده و بر سر زبانها در پايتخت وحشت زده افتاده بود. به همين جهت طهماسب سوم ( وليعهد ) پس از گريز از اصفهان در زمان محاصره افغان ها به مازندران و سپس استرآباد آمد تا از قدرت و شوكت فتحعلي خان بهره مند گردد. اتفاقا فتحعلي وي را به آق قلا هم برد. اين سفر احتمالا به خاطر تماس با تراكمه حوالي آق قلا و مدد جستن از سواره هاي مسلح آنان در برابر افاغنه متجاوز بود.
پس از قتل فتحعلي خان، پسرش يعني محمدحسن خان قاجار(پدر آقامحمدخان) در تركمن صحرا و حوالي آق قلا با حمايت تركمن ها سالها دست به مقابله و مقاومت در برابر سپاهيان و سرداران نادرشاه افشار و قشون زنديه زد. واتسن محل اوليه قدرت يابي محمدحسن خان را آق قلا دانسته.پس از محمد حسن خان، پسرش آقا محمد خان نيز در اوايل قدرت يابي در استرآباد، نيم نگاهي بر تركمنهاي اين نواحي مي افكند و هر از چند گاهي، پس از ناكامي به ميان تركمنها پناه مي برد. اما بعدها حدود دو دهه پس از آن در اوج قدرتش حوادثي رخ داد كه مجبور گشت به سركوب تركمنها يا همان حاميان گذشته خود بپردازد.

اماكن ديدني شهرستان آق قلا
گل فشان قارن يارق:
گل فشان قرن يارق در شمال غرب آق قلا است که پديده اي طبيعي و آتشفشاني پير و فرسوده بوده و در گذشته از دهانه آن به جاي مواد مذابي و گدازه گل همراه گاز از ان خارج مي شده است.
اين گل فشان اکنون به صورت تپه اي مخروطي است که تاثير فرسايش در ان کاملا مشهود است. منشاء، گازهاي گل فشان ني زاز تله هاي نفتي و گازي موجود در اعماق زمين تامين مي شود و شباهت مکانيسم گل فشان به فوران هاي آتشفشاني موجب شده که نام آن را آتشفشان گل نامند. منابع مختلف قطر دهانه آن را از 500 تا 700 متر ثبت کرده اند.
قارن يارق يک کلمه ترکمني است، در اين زبان به معني شکم پاره و يا جايي که شکم زمين شکافته و پاره شده مي باشد.

پنجشنبه بازار و صنايع دستي :
از مراکز ديدني آق قلا مي توان به پنجشنبه بازار آن اشاره کرد که صنايع دستي اين منطقه و نيز ترکمن ها را مي توان مشاهده و خريد کرد. از معروفترين آنها مي توان به قالي و قاليچه و پشتي ترکمني اشاره کرد. قالي و قاليچه هاي ترکمني دستبافي پرزدار و زيباست که از طريق درگيري تار و پود و پرز با نقوش هندسي روي دار قالي بافته مي شود. مواد اوليه اين هنر پشم، کرک، نخ پنبه اي و ابريشم مي باشد.

پل آق قلا:
اين پل بر رود گرگان رود ، در شهرستان آق قلعه (پلهوي دژ) و حدود 18 کيلومتري شمال گرگان واقع گرديده و از آثار دوره صفويه است که در دوره اخير تعميرات و مرمت‌هايي در آن صورت گرفته و اکنون نيز مورد استفاده است .
پل آق قلا به طول حدود 70 متر و عرض گذرگاه حدود 30/4 متر و حداکثر ارتفاع حدود 14 متر ـ از سطح آب ـ يکي از نمونه‌هاي منحصر به فرد در اين منطقه است . مصالح اصلي پل، آجر و ملات گچ و آهک بوده و در تعميرات دوره اخير ، از سيمان و مصالح جديد نيز در آن استفاده شده است. پل مزبور داراي چهار دهانه با طاق جناغي و پايه‌هايي مستحکم است. پايه‌هاي پل در جهت خاوري (مخالف جريان آب) براي شکستن فشار آب به صورت مثلثي (موج شکن) شکل گرفته و در جهت باختري (موافق جريان آب) به صورت نيم دايره است.موج شکن‌هاي پل که اندازه هر يک از اضلاع مثلثي آن به 45/3 متر مي‌رسد، در دوره اخير با سيمان اندود شده است. بخش نيم دايره پايه‌ها در نماي باختري، علاوه بر اين‌که به عنوان پشتيبان بدنه پل است، با تمهيدات در نظر گرفته شده و آجر کاري زيبا، به صورت عامل تزييني درآمده است. موج شکن‌هاي مثلثي و پشتيبان‌هاي نيم دايره پل تا نزديک سطح پل بالا آمده است.
در بالاي تعدادي از پشتيبان‌هاي پل، قاب‌هاي مستطيل شکلي تعبيه شده که امروزه دو عدد از آن‌ها باقي است. اين قاب‌ها احتمالاً براي تزيين يا قراردادن کتيبه در نظر گرفته شده است.سطح گذرگاه پل که از طرفين با جان پناهي به ارتفاع 10/1 متر و پهناي 50 سانتي متر محدود شده است،‌ در گذشته سنگ فرش بوده؛ ولي در دوره اخير با آسفالت پوشش يافته است. پهناي گذرگاه پل (فاصله بين جان پناه‌ها) از 20/4 تا 40/4 متر متغير است. جان پناه‌هاي پل نيز در دوره اخير با سيمان اندود شده است. اين تغييرات، به اصالت تاريخي پل لطمه وارد ساخته است.عرض دهانه‌هاي پل ، از شمال به جنوب به ترتيب : 5/7 ،‌ 6 ، 7 و 40/6 متر است . ارتفاع دهانه‌ها نيز از تيزه قوس تا سطح آب ، به ترتيب : 75/9 ، 40/11 ، 12 ، 70/10 متر و ضخامت بخش فوقاني پل، از تيزه طاق‌ها تا لبه پل، به ترتيب : 10/2 ، 80/2 ، 40/2 و 2 متر است.درون اولين چشمه از جهت شمال باختري ، سکوي مستطيل شکل و بلندي به عرض 10/2 متر با آجر ساخته‌اند که ظاهراً هم زمان با ساخته پل بوده و به عنوان صفه‌اي جهت استراحت و نشيمن به کار مي‌رفته است. پل آق قلا به شمار 919 به ثبت تاريخي رسيده است.

ديوار دفاعي سد اسکندر:
ديوار دفاعي سد اسکندر، بزرگترين ديوار دفاعي جهان پس از ديوار چين با مسافتي بالغ بر 170 کيلومتر زماني در اين منطقه بوده است که متاسفانه به دليل عدم نگهداري و حراست صحيح به کلي از بين رفته و تنها خرابه هايي از آن باقي انده که قابل ديدن نيست!
در زير تنها اطلاعاتي از اين ديوار در اختيار دوستان قرار ميگيرد
اما از فهرست ديدني هاي سفر حذف مي شود…
يكي از معروفترين آثار تاريخي استان گلستان ديوار دفاعي گرگان مي باشد كه به نامهاي سد اسكندر، سد انوشيروان، سد فيروز و قزل آلان(مار سرخ) در طي دوره هاي مختلف شهرت يافت. ديوار دفاعي گرگان از شرق درياي خزر در ناحيه گميشان شروع و پس از گذر از شمال آق قلا و گنبد كاووس به طرف شرق ادامه داشته و در كوههاي پيش كمر(شمال شهر كلاله) محو مي گردد. طول ديوار حدود 155 كيلومتر است.
مورخان اسلامي از پايان و امتداد ديوار ذكري نكرده و به نظر مي رسد از موقعيت جغرافيايي آن بي اطلاع بوده اند. مسير ديوار از طرف شرق به موازات گرگان رود پيش رفته و از محوطه هاي باستاني مهمي چون قره شيخ تپه، ملا علي تپه، آبادان تپه، ملك علي تپه و قره محمد تپه كه در قسمت شمالي ديوار واقع شده اند، مي گذرد. ديوار دفاعي در قسمت مياني از شمال شهر جرجان قديم يا گنبد كاووس كنوني عبور كرده و پس از عبور از نقاط باستاني مهمي چون قلعه سلطانعلي، قلعه قزاقلي، قلعه كوك، ياس تپه و خرابه هاي بي بي شيروان به طرف غرب ادامه پيدا مي كند. اين ديوار دفاعي از محوطه بي بي شيروان به سمت جنوب تغيير مسير داده و پس از گذشتن از قلعه هاي معروف مانند قارنيارق، قزل قلعه، آلتين قلعه و قلعه خرابه از شمال آق قلا گذشته و از محدوده گميشان عبور كرده و به درياي خزر مي رسد. در نزديكي دريا به سبب تغييرات آب سطح دريا، مسير ديوار به درستي معلوم نيست.
در حال حاضر ديوار در فواصل و مسيرهاي مختلف بين 2 الي 5 متر ارتفاع دارد. عرض ديوار حدود 10 متر و در فواصل مختلف قلعه هايي در سمت جنوب ديوار ساخته شده كه نزديكترين فاصله ها 50 متر و طولاني ترين آن به 10 كيلومتر مي رسد.قلعه ها مربع يا مستطيل شكل هستند و اندازه آنها متفاوت است. اندازه كوچكترين آنها 120 در 120 متر و بزرگترين آنها 200 در 280 متر مي باشد. با بررسي هيأت باستان شناسي 30 قلعه شناسايي شده و به نظر مي رسد كه در مجموع 40 قلعه بوده است. قسمت شمالي ديوار، خندقي قرار گرفته كه بيشتر در قسمت مياني ديوار مشهود است. ابن اسفنديار در تاريخ طبرستان نام اين ديوار را فيروزكند نوشت. حمدالله مستوفي در نزهه القلوب آن را اثر فيروز ساساني مي داند. از زماني كه جهانگردان اروپايي در قرون 16 و 17 ميلادي به ايران مسافرت كرده اند، نام اسكندر به آن اضافه شد.
در قرون اخير اشميت با بررسي هوايي كه در اين منطقه انجام داد، طول آن را 170 كيلومتر و زمان احداث آن را بين حمله اسكندر و اوايل اسلام دانست. رابينو نيز در كتاب مازندران و استر آباد آن را بناي اسكندر مي داند كه در دوره انوشيروان تجديد بنا گرديد. پروفسور آرند سوئدي تاريخ بناي آن را تا زمان ساسانيان مي داند. ريچارد فراي نيز در مقاله سيستم دفاعي عهد ساسانيان بنياد اين ديوار را به انوشيروان نسبت مي دهد. اشيائي كه در حين كاوش هاي ديوار دفاعي به دست آمده، سفال، شيشه و فلز بودند كه سفال آن از اهميت بيشتري برخوردار است. سفالينه ديوار دفاعي به سه گروه ذيل تقسيم بندي شدند:
سفال خاكستري دوره اشكاني
سفال قرمز دوره اشكاني
سفال قرمز دوره ساساني
نتايجي كه باستان شناسان از كاوش هاي ديوار دفاعي گرفته اند موارد زير است :
در ساختمان ديوار دفاعي علاوه بر آجر، خشت نيز به كار رفته است.
در تمامي طول ديوار خندق ساخته نشده بلكه در بعضي قسمت ها در پشت ديوار خندق حفر شده است.
كوره هاي آجر پزي در اغلب مسير ديوار در قسمت جنوبي ساخته شده است.
به نظر مي رسد كه احداث ديوار با سرعت و شايد تحت فشار حكومت انجام گرفته است.
اما نتيجه مهم درباره زمان بنياد ديوار است كه باستان شناسان به دلايل ذيل آن را به دوره اشكاني نسبت مي دهند:
آجرهاي به كار رفته در ساختمان ديوار بيشتر 10×40×40 سانتي متر بوده كه اغلب در بناهاي اشكاني مورد استفاده بوده است.
كاربرد آجر و آجرچيني در ساختمان ديوار قابل مقايسه با بناهاي شناخته عصر پارتي مانند كاخ آشور و قلعه ضحاك مي باشد.
سفال به دست آمده از كاوش هاي ديوار به طور معمول متعلق به دوره اشكاني است.
طرز تدفين و قبور يافت شده در قلعه ديوار قابل مقايسه با ديگر قبور دوره اشكاني است.
تحقيقاتي كه دانشمندان روسي بر روي تغييرات آب درياي خزر در قسمت شرق آن انجام داده اند نشان مي دهد كه در دوره ساساني به علت بالا بودن آب درياي خزر ايجاد ساختمان ديوار دفاعي غير ممكن بوده ولي در حدود سال 200 ق.م تا 300 م سطح آب درياي خزر در حدود كنوني بوده و مشكلاتي براي احداث ديوار وجود نداشته است. به دلايل مذكور به نظر مي رسد كه بنياد ديوار در زمان اشكانيان هم زمان با حكمراني مهرداد دوم (87-123 ق.م) انجام گرفته باشد و به نظر در دوره ساساني بازسازي و تعمير گرديده است. از آنجا كه هجوم قبايل وحشي مثل سكاها و هياطله به شمال شرق ايران در دوره اشكاني به خصوص در زمان مهرداد دوم آغاز شده بود براي دفاع از هجوم اين قبايل ديوار دفاعي گرگان ساخته شد.